بایگانی ماهانه: دسامبر 2005

یكسال و نیم بعد از سقز

اعلام رسمى احكام زندان و تبعید براى دستگیرشدگان برگزارى جشن اول مه سال 83 در سقز، ضرورت ادامه مبارزه براى لغواین احكام را مجددا به جلوى صحنه آورد. برگزارى جشن اول مه در سراسر جهان حق كارگران است و لذا هیچ جرمى نمی تواند متوجه كسى باشد كه براى برگزارى ‍این روز تلاش‌ می كند. اگر كسى باید مجازات شود، این دولت اسلامى و ریزه خوارانى هستند كه باتكا زور و سركوب این حق را از كارگران گرفته اند. احكام دادگاههاى جمهورى اسلامى بطور قطع باید پس‌ گرفته شوند. تلاش‌ براى لغو حكم زندان و تبعید این مبارزین یك باید بلاتردید است، نه فقط براى اینكه از مبارزین عدالت جوى ضد حكومت اسلامى باید دفاع كرد، نه فقط براى اینكه برگزارى جشن اول مه حق مسلم كارگران است. مهمترین و بنیادى ترین دلیل این است كه پروسه تقویت تحاد طبقاتى كارگران، پروسه به میدان آوردن توده كارگران، پروسه قوام یافتن تلاشهاى موجود براى سر و سامان دادن تشكلهاى كارگرى نمی تواند در انزوا از چنین وقایعى صورت گیرد.
*****
تلاش‌ كارگران سقز براى برگزارى مراسم اول مه مستقل از دولت، در ادامه اعتراضات گسترده ‍در ایران خودرو، صدها اعتراض‌ و اعتصاب و راهبندان در شهرهاى مختلف و تنها چند ماه ‍پس‌ از كشتار كارگران خاتون آباد؛ با دستگیرى، توحش‌ و زندان و محاكمه پاسخ گرفت. موجى ‍از اعتراض‌ علیه برخورد دولت اسلامى به فعالین كارگرى راه افتاد، محاكمه و دستگیرى آنها مورد اعتراض‌ بسیارى از نهادهاى بین المللى قرار گرفت. بفاصله چند ماه پس‌ ازواقعه اول مه سقز بخشى از كارگران نهادى ساختند براى سر و سامان دادن به مساله تشكل هاى توده اى كارگرى؛ و طولى نكشید كه نهاد دیگرى نیز تقریبا در همان ابعاد اعلام موجودیت كرد. وقایع و پیامدهاى اول مه سقز به مركز این حركات منتقل شد و در نتیجه در كنار و شانه به شانه تلاشهاى گسترده تر براى سر و سامان دادن به خودسازمانیابى كارگرى قرار گرفت. اكنون با اعلام احكام فعالین این حركت، بازبینى تاریخى این واقعه هم براى دست بكار شدن دور تازه اى از مبارزه و هم از زاویه مسائل مبرم امروز جنبش‌ كارگرى اهمیت دارد.

1. برگزارى اول ماه مه در كردستان در طول سالهاى سركوب جمهورى اسلامى و دقیقا در دوره اى كه كارگران ایران گاه اول مه را حتى مخفیانه برگزار می كردند، به یمن شرایط مبارزاتى در این منطقه و به یمن وجود سنت قوى سوسیالیستى، بخصوص‌ در شهرهایى از این دیار (سقز و سنندج) چالش‌ آشكار و گسترده اى میان دولت و كارگران بوده است. اول مه در این شهرها و براى نسلى از كارگران كرد عجین شده است با اعتراض‌، دستگیرى و اعدام فعالین كارگرى، برگزارى مستقل این جشن طبقاتى، تعطیل عمومى در شهر، جشن و پایكوبى و آتش‌ افروزى. تلاش‌ كارگران سقز براى برگزارى اول مه در سال 83 نیز در ادامه همین روند و باتكا وجود همین سنت بود. در همان سال، جشن اول مه در شهرهاى دیگر ایران نیز بروال سابق موضوع كشمكش‌ میان كارگران و دولت و كارفرمایان بود، و آشكار حرف زدن از تعطیلى روز جهانى كارگر هنوز حتى دوفاكتو نیز پذیرفته شده نبود و نیست.

2. این حركت بر بستر و در ادامه تلاشهاى گسترده و عمومى ترى در جنبش‌ كارگرى براى ایجاد تشكل هاى توده اى كارگران صورت گرفت. سازمانیابى توده اى كارگرى و یافتن الگویى براى آن، مساله امروز نیست و جنبش‌ كارگرى ایران مثل باقى نقاط دنیا سالهاست كه در شرایط گوناگون، با وجود دولتهاى مختلف و در موقعیتهاى متفاوت از نظر موقعیت عینى خود طبقه كارگر با آن دست به گریبان بوده است. اما در عین حال روشن است كه نحوه پاسخگویى به این مساله و تلاش‌ هاى عملى در این زمینه همیشه متاثر بوده است از روندهاى مهم سیاسى و اجتماعى آن دوره.

در راستاى تحولات سیاسى و اقتصادى سالهاى اخیر كه در یك سطح پایه اى در حقیقت محصول ‍روندهاى عمیقترى در دوره بعد از جنگ ایران و عراق بودند، طبقات اصلى جامعه در مقابل سوالات جدى اى معطوف به چگونگى ابراز وجود آتى شان و نقش‌ شان در این راستا قرار گرفتند. جنبش‌ كارگرى بر متن این تحولات در معرض‌ دو دسته وقایع قرار گرفته است. اول عوارض‌ و كاركردهاى ویرانگر ناشى از برنامه هاى توسعه و تلاش‌ بورژوازى ایران براى پیوستن به بازار تجارت جهانى و دوم، شكل گیرى تحركات جدید، بازبینى صفوف خود و تلاش‌ براى سازمانیابى. دسته اول خود را در چند قلم عمده نشان داده است::گسترش‌ و تحمیل فقر و فلاكت بى حد و حصر بر میلیونها خانواده كارگرى، چند شغله شدن كارگران و تعویق دریافت دستمزدها، خروج كارگاههاى كوچك از شمول همین قانون كارى كه خود مورد اعتراض‌ بوده، رواج كارهاى موقت و عدم امنیت شغلى در حد صفر، و چشم انداز افزایش‌ هنوز هم گسترده تر بیكارى در راستاى گسترش‌ روند خصوصى سازیها تصویر ناچیزى است از موقعیت واقعى زندگى میلیونها كارگر و زحمتكش‌. دسته دوم اما واكنش‌ به چنین شرایط رقت بارى را توضیح می دهد. گرچه خصلت عمومى تقابل جنبش‌ كارگرى در مقابل چنین شرایطى عمدتا مبارزه دفاعى بوده است، اما بر بستر این دفاع پراكنده در جنگى نابرابر، تلاشهاى امید بخشى براى فرارفتن از این شرایط و شكستن این فضا صورت گرفته است. تلاش‌ براى شكل دادن به تشكلهاى كارگرى در چند سال گذشته محور این حركت بوده و فراتر از تعلقات سیاسى فعالین كارگرى، بر فضاى جنبش‌ كارگرى و رابطه آن با دولت تاثیر گذاشته است. اكنون دیگر بجرات می توان گفت كه جنبش‌ كارگرى دوره محفل سازى را پشت سر گذاشته و چاره جوى یافتن راه حلهاى اجتماعى و وسیعترى است كه قدرت اجتماعى كارگر را باشكال موثرترى بمنصه ظهور می گذارد. تلاش‌ كارگران سقز براى برگزارى اول مه، دستگیرى و مقاومت و اعتراضات پس‌ از آن نمونه اى بود از تلاش‌ براى فراتر رفتن از حركات كوچك و پیوستن به صفوف گسترده كارگران ایران در مقیاس‌ سراسرى.

3. مبارزه براى تامین وحدت و یكپارچگى طبقه كارگر یك امر حیاتى است. طبقه كارگر نمیتواند بعنوان طبقه در عرصه تقابلهاى اجتماعى و طبقاتى ظاهر شود مادام كه وجه مشخصه موجودیتش‌ تفرقه و پراكندگى است.

گرچه وجود گرایشات مختلف در جنبش‌ كارگرى امرى طبیعى و غیر قابل انكار است، اما بطور واقعى جنبش‌ كارگرى ما هنوز در مرحله اى نیست كه گرایشات در آن شكل و شمایل و هویت قابل تعریفى داشته باشند. با اینوصف دسته بندبهاى فعلا موجود اجازه می دهند كه بگوییم در میان فعالین جنبش‌ كارگرى آنهایى كه به منفعت درازمدت طبقه كارگر اندیشیده اند، نقطه عزیمت شان تامین وحدت و یكپارچگى در صفوف توده كارگران بوده است. رفرمیسم راست و چپ درون جنبش‌ كارگرى بنابراین از آنجا كه كوته نگرى و پراگماتیسم سیاسى در مبارزات و مطالبات كارگرى مد نظرش‌ بوده است به این مساله اهمیت زیادى نداده و نمى تواند بدهد. ‍
براى جنبش‌ سوسیالیستى، اما مبارزه و تلاش‌ براى احقاق حقوق و مطالبات كارگرى، حلقه هایى از یك امر بزرگتر هستند. امرى كه ناظر بر تامین منافع آنى و آتى طبقه كارگر است. تامین وحدت و یكپارچگى در میان طبقه كارگر نه كار رمل و اسطرلاب است و نه كار پند و ‍اندرز. مبارزه حى و حاضر و ازجمله همین موارد كنكرت اعتراضات كارگرى است كه زمینه هاى سیاسى و عملى چنین امرى را فراهم می كند. تامین وحدت طبقاتى كارگران مهم است و سازمانیابى توده اى كارگرى در حقیقت تجسم تشكیلاتى و سازمانى این اصل است. بدون تامین این وحدت، ایجاد سازمانهاى كارگرى نقش‌ ویژه اى در تغییر تناسب قوا در مبارزه كارگران علیه سرمایه داران و دولتهایشان نخواهد داشت. كارگران باید متشكل شوند براى اینكه بمثابه یك طبقه در مقابل زورگویى هاى طبقات حاكم و دولتهایشان ظاهر شوند. اما تشكل، براى تشكل نیست كه مهم است. اهمیت تشكل در توان آن براى بسیج توده هر چه وسیعتر كارگران در مبارزه ‍ است، در توان آن براى حفظ حضور این نیروى عظیم در میدان است.

بنابراین اگر بپذیریم كه تلاش‌ براى تامین وحدت طبقه كارگر، خود شاخصى است براى محك زدن پیشرویهاى این جنبش‌ و همچنین شاخصى است براى سنجیدن دورى و نزدیكى نیروهاى سیاسى به آن؛ آنوقت باید پرسید كه آیا در حركت سقز این امر تامین شد؟ واقعیت این است كه هیچكدام از حركات اعتراضى سالهاى اخیر به اندازه این مورد، سمپاتى بخشهاى مختلف طبقه كارگر (حتى وراى مرزهاى ایران) را جلب نكرد. در حقیقت علت تعلل جمهورى اسلامى در جریان محاكمه و سردواندنهاى مستمرش‌ نیز همین واقعیت بود. اما در عین حال روشن است كه جمهورى اسلامى نمی تواند در مقابل چنین حركتى كوتاه آید به این دلیل روشن كه سقز تنها نمونه اى از ‍خروار است. تلاش‌ متحدانه براى مقابله با دستگیرى فعالین كارگرى و ساقط كردن آنان از زندگى، بطور قطع امكان مقابله با حكومت را افزایش‌ خواهد داد. و مواردى كه چنین مبارزات و مقاومتهایى در آن عاجل می شوند از بركت نكبت وجود جمهورى اسلامى كم نیست. اما نمی توان از میزان گستردگى حمایت ها از فعالین كارگرى سقز گفت ولى كم و كاستى هاى دیگر این تلاشها ‍را نادیده گرفت. چنین كارى البته تعمق بیشترى در مساله را مى طلبد كه باید در فرصت ‍مناسب دیگرى به آن پرداخت. یكى از مهمترین این موارد اینست كه حمایتهاى آشكار و پنهان از این فعالین كارگرى گرچه بخشهایى از كارگران را بهم نزدیك ساخت اما نتوانست این حركت را عمق و تداوم بخشد. این مساله خصوصا از این جهت قابل فكر است كه معضل قابل مشاهده در رابطه با فعالیتهاى دو نهاد شكل گرفته براى ایجاد تشكلهاى كارگرى نیز هست كه جاى بحث اش‌ اینجا نیست. در هر حال شكل گرفتن خود این دو نهاد و دخالت جمع وسیعى از كارگران در آن نشان می دهد كه علت این مساله نمی تواند بسادگى اختناق باشد. مورد دیگر در این زمینه برخوردى است كه شامل حامیان این حركت در داخل و خارج كشور هر دوست. متكى شدن به حمایت از خارج كشور (حمایت مادى و سیاسى) و بخش‌ زیادى از تلاشها را بر این نكته متمركز كردن، مشكلى است كه نه فقط در جریان حمایت از كارگران دستگیر شده در سقز مشاهده شد، بلكه دارد به یك نُرم در برخورد به مبارزات كارگرى تبدیل می شود. اشكال این شیوه كار و این نوع انتظار این است كه بیشتر به حمایتهاى خارج متكى می شود تا تكیه بر حركت ‍مبارزاتى و اعتراضى در داخل و باین معنا بمیدان آوردن توده وسیعترى از كارگران. جلب حمایتهاى بین المللى همیشه جزو مهمى از مبارزات كارگرى بوده است. لذا تردیدى نیست و ‍
بسیار حیاتى است كه سوسیالیستهاى تبعید شده و حامیان جنبش‌ كارگرى در خارج كشور هر چه در توان دارند براى روشن نگه داشتن مشعل این مبارزه بكنند. اما این مشعل وقتى فروزان خواهد ماند كه نیروى حیاتش‌ را از ریشه هاى خود بگیرد.

4. در بسیارى از مراكز صنعتى ایران، بخش‌ زیادى از كارگران فصلى و پروژه اى، كارگران كرد هستند. كارگران فصلى و پروژه اى و یا بشكل رایج تر امروزیش‌ كارگران با قراردادهاى موقت جزو ناامن ترین بخش‌ كارگران و در واقع فصل مشتركى اند میان كارگران شاغل و بیكار. همچنین این كارگران بعلت خصلت اشتغالشان (موقت، پروژه اى و فصلى) بیش‌ از بخشهاى دیگر طبقه كارگر در حركت و جابجایى اند. چیزى كه بنوبه خود امكان شكل گیرى رابطه هاى گسترده تر و تماس‌ با بخشهاى وسیعترى در مناطق مختلف را به این كارگران می دهد. فعالین كارگرى دستگیر شده در سقز با تلاش‌ خود براى برگزارى جشن طبقاتى كارگران و مقاومت و ایستادگى پس‌ از آن در مقابل تعدیات جمهورى اسلامى، در حقیقت حضور و نقش‌ كارگران كرد را درصفوف طبقه كارگر ایران برجسته كرده و گامى بزرگ براى تامین همبستگى طبقاتى و غلبه بر شائبه هاى ناسیونالیستى و شووینیستى برداشتند.
*****
جنبش‌ ما در مقابل آزمون هاى دشوارى است. سالهاى سختى رفته اند و آنچنان كه پیداست سالهاى سخت ترى در پبش‌ روست. ببكارى مبلبونى، عدم تامبن شغلى، قراردادهاى موقت، فقر و فحشا و اعتباد عوارض‌ شناخته شده اى از تلاشهاى بورژوازى ابران براى پبوستن به بازار تجارت جهانى است. ابن سمتگبرى در تمام كشورهابى كه چنبن روندهابى را گذرانده اند خانه خرابى دهشتبارى را به طبقه كارگر تحمبل كرده است. راه فرارفتن از ابن ابعاد گسترده بى حقوقى، هبچ چبز نبست جز مبارزه و تشكل. تنها فاكتورى كه بطور واقعى و مبرم می تواند تمام معادلات سیاسى را برهم بریزد، حضور یك طبقه كارگر متحد و متشكل است. حركت كارگران ‍سقز نمونه اى از این تلاش‌ بوده است. با تمام قوا باید از آنها دفاع كنیم و دولت را واداریم احكام زندان و تبعید این فعالین را پس‌ بگیرد و تمام خسارات وارده به آنها در طول این یكسال و نیم را جبران كند. تحمیل پس‌ گرفتن این احكام بر دولت، پشتوانه و دلگرمى اى است براى فعالین كارگرى در گسترش‌ مبارزات خود علیه دولت اسلامى و براى جلب هر چه وسیعتر كارگران به مبارزه. حمایت همه بخشهاى جنبش‌ كارگرى مستقل از نوع و رشته شغلى و مستقل از تعلق سیاسى، در این راستا قدم كوچكى است در تامین وحدت طبقاتى كارگران.

حركت اعتراضى كارگران سقز در سال 83 نه شروع تاریخ مبارزات كارگرى بوده است و نه پایان آن. كارگران نساجى كردستان، 57 روز اعتراض‌ و مقاومت جانانه را در حالى سازمان دادند ‍كه احكام فعالین اعتراضات سقز در كریدورهاى دادگاههاى حكومت اسلامى دست بدست می گشت. ‍

لیلا دانش

بنقل از نشریه نگاه شماره 17

Advertisements