کوبانی: انتفاضه ای دیگر؟

جنگ سنگر به سنگر مبارزان کوبانی با تروریست های سازمان یافته در دامن آمریکا و ناتو می تواند آغازی باشد برای ختم وضعیت فجیعی که همین نیروها سال های سال است در خاورمیانه بوجود آورده اند. مقاومت حماسی کوبانی می تواند آغازی باشد برختم جنایت علیه مردم این دیار بنام دمکراسی ومبارزه علیه تروریسم؛ می تواند آغاز شکل نوینی از مبارزه و مقاومت در مقابل آمریکا و هم پیمانان مرتجع منطقه ایش باشد تا دیگر تصاویر سرهای از تن جداشده در دست تروریست های داعش و کشتار مردم بیگناه با بمب های آمریکایی- ناتویی تنها تصویر رایج در منطقه خاورمیانه نباشد. زنان و مردان کوبانی با سلاح های سبک و ساده شان نشان داده اند که اگر تروریست نباشی و از تروریست ها دفاع نکنی با کمترین سلاح هم می شود سدهایی بر پیشروی جانیان فاشیستی امثال داعش بست؛ می شود برای دفاع از حق حیات وزندگی علیه مرتجعین رنگارنگی که دهه های متوالی است آتش جنگ و ناامنی را از این کشور به آن کشور و از این مرز به آن مرز می کشانند با قامتی بلند و استوار ایستاد. مقاومت کوبانی تا همینجا یک پیروزی است. درود بر مبارزان کوبانی! شاخص این امراما پیروزی در صحنه رودررویی نظامی نیست. حتی در حفظ شهر کوبانی نیست. کوبانی حتی اگر پس از این مقاومت جانانه بدست داعش یا هم پیمانان پشت صحنه داعش بیفتد، تا همینجا فصل جدیدی را در تاریخ خاورمیانه گشوده است که حکایت از امکان و ضرورت مقاومت و مبارزه مستقل وشورانگیز مردمی علیه لشکرکشی دول بزرگ غرب بنام «دمکراسی» دارد.

شهر کوچک کوبانی امروزمحل تلاقی روندهای بسیار پیچیده ای در موقعیت جاری خاورمیانه است که از هر سر به کلاف بحران های بزرگ سیاسی و اقتصادی بورژوازی در سطح جهانی مربوط می شود. از هر سو که به این تصویر نگاه شود جنبه هایی از واقعیات تلخ و تکان دهنده از شرایط امروزجهان قابل مشاهده است. دیگرلازم نیست سوال کنیم چطورممکن است که  پنجاه کشورعلیه داعش وارد اتئلاف شوند و دورجدیدی از بمب ریختن بر خاک این منطقه آغاز شود ولی داعش همچنان سوار بر تانک هایش در محاصره کوبانی و ایجاد رعب و وحشت بچرخد؟ لازم نیست سوال کنیم که چطور دولت هایی که با امکانات فنی – تکنیکی، مالی و تسلیحاتی گاه ازخصوصی ترین زوایای زندگی رقبایشان در آن سوی دنیا هم باخبرند، از قدرت گیری و در قدرت ماندن جانواران اسلامی داعشی مات و مبهوت می شوند؟ واقعیت اینست که داعش باران رحمت بود برای آمریکا و دول اروپایی درگیردر قریب دو دهه جنگ وجنایت، حضور نظامی، و همدستی و همداستانی با تروریست های دست پرورده شان در خاورمیانه. به پاس تلاش های همه جانبه آمریکا در تقویت تروریسم اسلامی در دو سه دهه اخیر، اکنون زمان زیادی لازم نبود تا اگرنیروی نظامی آمریکا در عراق ازدر بیرون رفته، از پنجره بازگردد. آمریکا در این بازگشت جهت «مبارزه» علیه تروریسم بمنظور زدودن نقش پیشین خود دروقایع خاورمیانه، مسئولیت شکل گیری این جانوران را بعهده دول منطقه ای گذاشته است که حیات و مماتِ زیست سیاسی شان را به سیاست های آمریکا بسته اند.

داعش از یکسو محصول سیاست های آمریکا و دوستانش در منطقه است و از سوی دیگرمحصول بن بست سنت اسلامی. حتی پیش از عروج داعش و ارسال تصاویر فجیع عملکرد آنها به دنیا، معلوم شده بود که سنت اسلامی با همه ظرفیت های پنهان و آشکارش، در بحران بسر می برد. مدل شیخ های عربستان و قطرو امارات امروز حتی مورد انتقاد دوستان آمریکایی شان است؛ جمهوری اسلامی ایران که خود داعش شیعی هاست، سال هاست در بن بست بحران سیاسی اقتصادی و عدم مقبولیت جهانی دست و پا می زندو خود یک پای ترور و ناامنی در منطقه است؛ ترکیه نیز که در یکی دو سال اخیر از جمله با سرکوب اعتراضات مردمی نشان داد که دیگرحتی ژست «دمکراتیک» هم نمی تواند بگیرد، امروز از جانب آمریکا بعنوان یک پای عروج داعش خطاب می شود. بحران جاری در خاورمیانه نه تنها ادامه بحران جهانی سرمایه درعرصه اقتصادی است بلکه درعین حال بازتاب بن بست سنت های سیاسی در قدرت و از جمله سنت اسلامی است. دستجات تروریست اسلامی که اساسا همگی بهمت کمک های مالی و لجستیکی بزرگان جهان سرمایه شکل گرفته اند، تاول های متعفن همین دولت های محتضرند. در چنین شرایطی اگر سوای درود فرستادن بر مبارزان کوبانی بنا باشد بر نکته سیاسی ای انگشت گذاشت و از شور و شوق مشاهده مقاومت توده ای جاری فراتر رفت، باید از جمله ازنقش شوینیسم ترک و ناسیونالیسم کرد در وقایع جاری گفت. مقاومت کوبانی چهره متعفن این دو جریان کهنه منطقه خاورمیانه را از پرده برون انداخته است. و مباد روزی که مقاومت جانانه کوبانی قربانی جاه طلبی و سازشکاری این دو نحله ارتجاع خانگی شود.

ترکیه

تهاجم وحشیانه داعش علیه کردها در مرز جنوبی ترکیه وهمچنین دور جدید بمباران آمریکا و ناتو در عراق و سوریه ببهانه حذف داعش، دولت ترکیه را با چالش های بسیار جدی ای مواجه کرده است. ترکیه پس ازسال ها تلاش ناموفق برای وارد شدن به اتحادیه اروپا با بازترشدن فضای رقابت منطقه ای درخاورمیانه، عطای اروپایی شدن را به لقایش بخشید. تربیت تروریست های اسلامی صادرشده به سوریه و تبدیل شدن به یک پای موثر گسترش ناامنی و جنگ در خاورمیانه در راستای تحقق این هدف بوده است. درطول دو سه دهه اخیر و بموازات تلاش گسترده آمریکا و کشورهای بزرگ اروپا برای صدور«دمکراسی» ای که در مهد تولد خود با چالش های عمیق اقتصادی و سیاسی دست به گریبان است، اسلام میانه رو و منطبق شده با موازین «دمکراسی غربی» مورد توجه قرار گرفت. سنت اسلامی ترکیه که مبدع این مدل بود توانست در طول حکومت خود با اعمال گسترده سیاست های نئولیبرالی موجب رشد اقتصادی ترکیه نیز بشود. این مدل اساسا بدلیل سمتگیری نزدیک اقتصادی و سیاسی ترکیه با آمریکا و ناتو(وهمچنین حرف شنوی تاریخی از غرب) بعنوان سرمشق باقی مسلمین تبلیغ شد. درهمین دوره پروسه مذاکره با پ پ ک نیز برای دولت ترکیه حلقه دیگری بود ازنمایش چهره ای مدرن و «دمکرات». مدل ترکیه درتحولات موسوم به بهارعرب مورد توجه خاصی قرار نگرفت و درواکنش به بازتاب این تحولات در درون ترکیه بشکل اعتراضات خیابانی، همان پوسته شکننده «دمکراتیک» را هم وانهاد. اکنون بنظر می رسد موضع اردوغان در مقابل پدیده داعش، بستن مرز به روی مردم سرگردان و آواره کرد، وشاخ و شانه کشیدن مجدد برای کردهای ترکیه میخ آخر تابوت مدل اسلام «دمکراتیک» ترکیه را زده باشد. بورژوازی ترکیه با ظرفیت ارتجاع اسلامی- شووینیستی اش، با موضع بغایت ضد انسانی اش در مقابل آوارگان کرد روژئاوا، یک پای تداوم فجایع جاری درکوبانی است.

ناسیونالیسم کرد

مقاومت جانانه کوبانی در مقابل داعش می رود تا تاثیرات پایداری نیز برسرنوشت مساله کرد علی العموم بگذارد. دولت اقلیم کردستان عراق عروج و ظهور گسترده داعش را بهانه و فرصت مناسبی دانست برای اعلام استقلال کردستان. و باشکال مختلف خواهان کمک تسلیحاتی غرب به کردستان شد و فرصت پدید آمده را در عمل خوشامد گفت. در حقیقت برای جماعت جناب بارزانی (وحتی بسیاری دیگر که ربطی به این جماعت نداشتند) آنچه که در وهله اول مهم بود مرزهای کردستان وتقویت قوای نظامی دولت کرد بود. اینان باور کرده اند که دیدوبازدید با جان کری و باقی نامداران غربی قرار است سرفصل تازه ای در شکل گیری دولت مستقل کرد باشد. در این رویکرد آنچه غایب بود عواقب پدیده داعش بود بر آتیه سیاسی بخش های بزرگی از منطقه خاورمیانه، وتاثیر آن برزندگی انسان های بیگناهی که تنها جرم شان تولد در این منطقه بوده است. حتی اگر پراگماتیسم را هم گاهی مجاز شمریم و این را بحساب ناروشن بودن ابعاد فجایع ناشی ازعروج داعش در روزها و هفته های اول بگذاریم، هنوز موضع ناسیونالیستی دولت پروآمریکای اقلیم کردستان در کنار فجایعی که بر سر مردم می آمد، مشمئز کننده است(*). و البته شاید از کسانی که برای مقابله با کردهای ترکیه درکنار شووینیسم ترک ایستادند نباید درنحوه واکنش شان به تهاجم داعش به مناطق شمال عراق و اقلیت های مذهبی و قومی انتظار بیشتری داشت. واقعیت اینست که نقش دولت اقلیم کردستان را دیگر حتی با ظرفیت ناسیونالیسم کلاسیک کرد هم نمی شود توضیح داد بلکه مساله اینست که دولت اقلیم کردستان و بخش های بزرگی از بورژوازی کرد علی العموم آینده وبقای سیاسی خود را بیش ازپیش در راستای سیاست های جنگ افروزانه آمریکا در منطقه خاورمیانه می بینند. از اینروهیچ عجیب نیست که اینان خود را هم پیمان ترکیه می بینند و نه مردم کردستان.

*******

فریاد سلاح سنگین می خواهیم تا عملیات زمینی انجام دهیم از دولت تحت حاکمیت بارزانی بلند شد که پیشمرگه هایش آمادگی رزمی هم نداشتند، ولی دفاع مسلحانه و جنگ زمینی علیه تروریسم داعش را مردم کوبانی برعهده گرفتند! امروز با گذشت چند هفته درگیری فشرده، دو چیز مایه نگرانی است: اول، تقاضای کمک تسلیحاتی از اتئلاف علیه داعش از سوی رهبران کانتون کوبانی. دوم تلاش آگاهانه ای در جریان است تا موفقیت نسبی مردم کوبانی در سدکردن پیشروی داعش را نتیجه حملات هوایی نیروهای ائتلاف قلمداد کند. در صورتیکه شواهد بسیاری ازهمان ابتدا حاکی از این بود که این بمباران ها اغلب کاری به مواضع و پایگاه های داعش نداشته اند. هر چند حتی صحت این وقایع چیزی از ارزش مقاومت جانانه کوبانی و درس تاریخی آن کم نمی کند اما نشان مید هد که نه فقط مقاومت کوبانی بلکه نوع حمایت ها از آن در ماندگاری این تجربه و تعمیم آن موثر است. این مردم شایسته زندگی انسانی اند. رهبران ناشایست، سازشکارو مرتجعی که از قبل این مقاومت، خواب جا گرفتن در ساختارهای قدرت منطقه ای را می بینند در راستای همان سیاستی عمل می کنند که داعش اساسا برای تحقق آن شکل گرفته است: تامین استقرار قدرت آمریکا و هم پیمانان اروپایی اش در منطقه خاورمیانه بمنظور گسترش برده داری سرمایه دارانه.

17 اکتبر 2014

——————————————————–

* اینجا لازم نیست به صحت و سقم این خبر بپردازیم که دولت اقلیم کردستان خود از ماجرای حمله برنامه ریزی شده داعش مطلع بوده است.

Advertisements
دیدگاه‌ها بسته‌اند ولی می‌توانید بازتابی بگذارید: Trackback URL.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: